تحلیل تکنیکال ،تحلیل فاندامنتال،آموزش بازار سرمایه و ...را در بورس جهانی دنبال کنید.هم اینک میتوانید حساب معاملاتی واقعی و آزمایشی ایجاد کنید و در بازارهای سرمایه مشغول به کار شوید.بورس جهانی

  • بازار چیست؟

بازار یعنی چه ؟

بازار به محیطی میگویند که تعدادی انسان برای کسب درآمد، کالای مشخصی را خرید و فروش میکنند.

حالا چه این انسان ها در وال استریت باشند،چه تو بازار تهران و چه تو اینترنت تفاوتی نداره.مهم اینه که روابط داد  و ستد برقرار شه.

انواع بازارهایی که میشناسیم از این قاعده پیروی میکنه،بازار پوشاک،املاک،طلا،لوازم خانگی،ماشین،خوراک و البته بورس.

از گذشته های دور انسان با این مفهوم رو به رو است.در حقیقت از وقتی جامعه مطرح شد،مسیله بازار هم مطرح شد.هر موقع چند نفر دور هم جمع میشدند توانایی تشکیل بازار داشتند.

در میان این بازار ها،عده ای بودند به نام تاجر،گروهی که به نوعی تولید کننده را به مصرف کننده وصل میکردند.مانند تاجر فرش،تاجر برنج.گاهی اوقات این افراد از اختلاف قیمت موجود استفاده میکردند.گاهی هم آینده قیمت و میزان تقاضای بازار برای آن کالا را پیش بینی میکردند.

فرض کنیم برنج در هند کیلویی 2000 تومان هست و همان برنج در ایران 5000 تومن است.خب تاجر از این موقعیت استفاده میکند و برنج از هند میخرد و درایران میفروشد.به این نوع اخلاف قیمت ها میگویند آربیتراژ.علاوه بر آربیتاژ،گاهی اوقات تاجران افزایش تقاضا در یک کالایی را پیش بینی میکردند و یا بستر مناسبی برای عرضه یک کالا میافتند که آن کالا را خریداری کرده و بعد از اندک زمانی میفروختند و از اختلاف قیمت سود کسب میکردند.خیلی ساده است، خودمان هزاران بار این کار را در زندگی کردیم. علم تحلیل اقتصادی در وجود ما نهادینه شده، دوست داریم یه چیزی بخریم که بتونیم گرون تر بفروشیمش و سود کسب کنیم.دنبال فرصت های اینگونه هستیم.از گذشته های دور تاجران از توانایی تحلیل اقتصادی به نفع خود استفاده میکردند.خب ساده هم هست!

اما بورس،بازار بورس هم مانند همه ی بازار های دیگر محیطی است که انسان ها برای کسب در آمد به خرید و فروش کالایی میپردازند.فقط در اینجا کالا تبدیل شده است به سهام شرکت ها.اوراق بهادار!

با پیدایش بازار بورس، افراد بیشتر به تجارت علاقه مند شدند.و باز هم همان اصول قدیمی را استفاده کردند و گسترش دادند.به عنوان مثال فردی گسترش ماشین آلات را میدید و سهام ماشین آلات میخرید، و سود میکرد.یا سهام شرکت تولید گوشت را مضر میدید و آن را میفروخت،و سود میکرد! باز هم همان قوانین قدیمی.چی بخرم که سود کنم؟

این بنده های خدا در محیطی با ازدحام جمعیت گرد هم می آمدند و دیوان وار سهام های شرکت های مختلف را میخریدند و میفروختند،میخریدند و میفروختند و میخریدندو... این ازدحام جمعیت دیوانه وار واقعا دردسر شده بود و بدتر از آن فریادهای آن افراد برای درخواست خرید و فروش بود.

افرادی این میان حضور داشتند که این دو قشر را به هم وصل میکردند،یعنی خریدار و فروشنده را.که به آن میگفتند کارگزار.این افراد یک حق وصل کردن به ازای هر معامله دریافت میکردند که گاها سرسام آور بود.این نوع بازارها با آمدن تکنولوژی مخدوش شده اند،اما هنوز نمونه ی آن را در بازار دلار تهران میشود پیدا کرد.

بعد از چندی با اختراع تلفن و تلگراف،خریدار ها و فروشنده ها از طریق آن ها درخواست مورد نظر را ارسال میکردند،اما هنوز ازدحام سرسام آور نیز حضور داشت.

در همین حین،افراد حس کردند که میشود به جز سهام شرکت ها،با کالاهای دیگر هم این کار را کرد.مثلا پول کشورها،یا کالاها،مثل طلا،ذرت،گندم و جو.اما چطوری؟

آن ها سهام ها را میخریدند و با اختلاف قیمت کم و زیاد میفروختند،یا سود میکردند و یا ضرر.اما با کالاها میشود چه کار کرد؟

از گذشته های دور کشاورزان درگیر این مسیله بودند که وقتی کالایی را تولید میکنند،درگیر نوسانات بازار نشوند.مثلا کشاورزی گوجه ای را میکاشت،هنگام کاشت قیمت بوده کیلویی 2 تومن و هنگام برداشت شده 1 تومن.در حقیقت این کشاورز 1 تومن سود را از دست داده است.یا در مواردی تاجری یک کالایی را میخریده 2 تومن ،اتفاقی میافتد کالا به 1 تومن کاهش میابد،این تاجر واقعا ضرر کرده است و نصف سرمایه اش را از دست داده است.پس چه باید کرد؟

کسی ایده ای به ذهنش رسید،گفت اگر کشاورزی که گوجه میکارد،هنگامی که قیمت به محدوده مدنظرش رسید به من بفروشد اما موقع برداشت محصول به من تحویل بدهد،اینطوری از نوسان قیمت خلاص میشود.یا مثلا تاجری که میخواهد برنج از هند بیاورد،به من برنجش را بفروشد،ولی هنگامی که آورد تحویل بدهد.در این حالت تاجر از نوسانات قیمت مصون میشود و جنسش را با خیال راحت می آورد.

اما من چه؟ ممکن است قیمت برنج کم بشود یا زیاد بشود.اگر کم شد ضرر میکنم،اگر زیاد شد سود.

در عوض به فروشنده تمام پول را نمیدهم، 10% مبلغ قرارداد رو میدهم باقی رو میگذارم هنگام تحویل.در این فاصله میتونم برای باقی برنج ها مشتری جور کنم و پولش رو بدم.اگر هم نتوانستم بدم،قرارداد رو میبندم و اگر قیمت برنج بیشتر بود سود میکنم،اگر هم کمتر بود ضرر.

این شد فلسفه ی بازار آتی.بازاری که امروزه تقریبا در همه جای دنیا مشاهده میشود.

این بازار یک اتفاق خوبی بود برای آن کسایی که توانایی تحلیل بازار و متوجه شدن سطح کشش قیمت ها و عرضه و تقاضا را داشتند.چون میتوانستند با پرداخت کمتر از ده درصد از مبلغ کالای اصلی،از اختلاف خرید و فروش سود کسب کنند.یعنی ده برابر مبلغ پولشون.

خب! بیاید یک طور دیگه نگاه کنیم.

فرض کنید شما به یک گاودار،مبلغ یک میلیون تومان میدهید و میگویید من این بچه گاو(گوساله) ای را که داری میخرم،اما بگذار بزرگ شود.سال آینده همین موقع باقی مبلغ را به تو پرداخت میکنم.یک چک مینویسید به مبلغ 9 میلیون تومن برای سال آینده همین موقع.

زمان میگذرد و گاو شما بزرگ میشود.حالا وقت تحویل جنس است.شما میروید و میبینید همان گاو را در بازار 15 میلیون تومان میخرند،فکر میکنید که چکار کنید،میروید و به فروشنده گاو میگویید:یا گاو 15 میلیون برای خودت یا بده که در بازار بفروشمش.درنتیجه شما قرار داد آتی خود را میبندید.

چه شد؟ یک میلیون داده بودید،5 میلیون سود میکنید!

به شدت شبیه معاملات آتی شاخص داوجونز است،نه؟

حالا بیاید طور دیگری نگاه کنیم،اگر گوساله شما قیمتش نصف شد چه؟

هنگام سر رسید بیاید و ببینید که این گوساله شما را پنج میلیون تومان میخرند.خب مجبورید چک خود را پاس کنید و 9 میلیون به گاودار بدهید!

یه مقدار دردناک است...اندک زمانی گذشت و فروشندگان دیدند که خریداران ضرر را قبول نمیکنند،گفتند چه باید کرد؟

بعد از مدتی فکر و بحث و جدل به این نتیجه رسیدند که اگر میزان ضرر خریدار،بیشتر از میزان ودیعه ش بود.قرار داد آتی بسته میشود و پول خریدار نیز به عنوان ضرر میرود در جیب فروشنده! منطقی است،خب اگر خریدار قبول نمیکرد،در حقیقت فروشنده ضرر میکرد...در نتیجه فروشنده میتوانست وارد قرارداد تحویل آتی دیگری شود.که بتواند گاو خود را به همان قیمت بفروشد.

این رویه ادامه داشت و هنوز هم در همه جای دنیا ادامه دارد.با گذشت زمان عده ای وارد بازار شدند که نه کشاورز بودند و نه تولید کننده،اما هم در طرف خریدار بودند و هم فروشنده! این افراد وارد قرارداد آتی با خریدار میشدند که ما سه ماه دیگر به شما برنج تحویل میدهیم،اما نه تولید کننده برنج بودند نه وارد کننده آن،پس چگونه تحویل میدادند؟

اگر قیمت پایین می آمد،اینان میرفتند و برنج را میخریدند و تحویل میدادند،در نتیجه از اختلاف قیمت خرید و فروش سود کسب میکردند،اگر قیمت بالا میرفت،هم میتوانستند بخرند و تحویل دهند، وهم میتوانستند فرار کنند!

به همین دلیل کارگزاران مجبورشدند از فروشنده ها نیز ضمانت تحویل بگیرند و اگر میزان ضرر از بیانه ی آنان بیشتر شد،قرارداد فسخ شود.

البته در کل قراردادهای آتی یک ویژگی وجود دارد،اینکه هر دو طرف میتوانند قبل از سر رسید جنس،قرارداد را فسخ کنند و اختلاف ارزش الان و با قرارداد ذکر شده را پرداخت کنند.

مثلا معامله گر برنج ما که برنج را کیلویی 3 تومن فروخته بود،میتوانست قبل از اینکه تاریخ سر رسید برسد،قرار داد آتی خود را در قیمت 2.5  ببندد و 0.5 تومن به ازای هرکیلو قرار داد آتی دریافت کند.

یا طرف مقابل نیز به همین شکل.

این نوع قرار داد را امروزه در بازارهای کالا،ارز،شاخص و ...مشاهده میکنیم.

ویژگی این قرار داد این است که هم در طرف خرید و هم در طرف فروش میتوانیم حضور داشته باشیم و هم اینکه از اهرم های مالی به نسبتا زیادی استفاده کنیم.برخی از کارگزارها 100 تا 200 برابر حجم ودیعه شما را پشتیبانی میکنند برای انجام معامله.

در صورت کلی،در هر بازاری این دو نوع معامله مرسوم است:

  1. معاملات خرید و نگه داری کالای مدنظر است که در گذر زمان اختلاف قیمت خرید و فروش حاصل شود و از این جهت تاجر سودی کسب کند.مانند خرید سهام شرکت ها و نگه داری آن ها.
  2. معامله در بازارهای آتی و خرید و فروش انواع کالاها با سر رسید ها و اهرم های مالی مختلف.

 

امروزه کارگزارهای زیاد در دور تا دور دنیا وجود دارند که به شما امکان حضور در بازار قرار دادهای تحویل آتی و یا سرمایه گذاری بر روی کالای خاصی مانند سهام را بدهند.در ادامه به برخی از این کالاها و انواع معاملات میپردازیم.





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



  • تعداد بازدید : ۹۳۴
    تاريخ : 22 شهريور 1396