تحلیل تکنیکال ،تحلیل فاندامنتال،آموزش بازار سرمایه و ...را در بورس جهانی دنبال کنید.هم اینک میتوانید حساب معاملاتی واقعی و آزمایشی ایجاد کنید و در بازارهای سرمایه مشغول به کار شوید.بورس جهانی

  • فراوانی

قانون هشتم

فراوانی

پس از گام گذاشتن در وادی عشق و ادراک این موهبت الهی،به مرحله ای میرسیم که در حقیقت ثمره ی عشق است.مرحله ای که ایمان و اعتقاد و باور در آن است و معجزات بی کران در آن یافت میشود.شاید بتوانیم اسمش را فراوانی بگذاریم.یا شاید گستردگی.

گستردگی نگاه کسی که عشق را فهمیده و به جهان از زاویه ی دیگری میبینید.درک فراوانی و گستردگی به انسان کمک میکند تا در میان پیچیدگی ها و گاها حماقت های زندگی روزمره،به پوچی عمیق زندگی و درخت جاودانه ایمان و ایثار پی ببرد.

سال های زیادی ذهنم درگیر این مسیله بود که در طول تاریخ میلیاردها آدم زندگی میکردند،این ها هرکدام در جهان هستی چه نقشی دارند؟ بی نهایت ستارگان،بی نهایت کهکشان،بی نهایت و بی نهایت...در این بی کرانگی دنیا من کجا هستم؟به چه می اندیشم؟دنبال چه میگردم؟و به جز من این تعداد آدم دیگر به دنبال چه میگردند؟چه چیزی در بطن این ماجرا وجود دارد؟ و دقیقا زمانی از این درگیری فراغت یافتم که درک فراوانی و گستردگی برایم باز شد.تمام خلقت را به شکل یک درخت میدیدم که هرکدام ذره ای از آن هستیم و درنهایت یک کل را میسازیم.در حقیقت این کل هدیه ای است که به خداوند میدهیم.از آن روز نگاهم به جهان تغییر کرد.اندکی مسایل برایم متفاوت رقم میخورد.به دنبال نقش خود در این درخت رفتم تا ببینم کجا هستم...

البته قانون گستردگی و فراوانی تنها به تجربه شخصی من ختم نمیشود،شاید اگر دقیق تر نگاه کنیم، در پس روزمرگی ها اتفاقاتی می افتد که ما از آن ها غافلیم.هر سال بهار درخت ها شکوفه میزنند و از سردی مرگبار زمستان به زیبایی لایزال بهار میرسند،سپس به آرامی حرکت میکنند و در پاییز به زیبایی فرو میریزند،ما اینها را دیده ایم و عادت کرده ایم.

بدنمان هر روز به شکل معجزه آسایی خود را رهبری و هدایت میکند و به زیبایی وظیفه خود را انجام میدهد.همه ی اجرام هستی به زیبایی در کنار هم قرار گرفته اند تا اتفاقاتی بیفتد.همه ی ذره ذره اجزای هستی روزی خود را از پروردگار میگیرند و به حد کمال وظیفه ی خود را انجام میدهند.تمام جهان هستی از یک نظم خارق العاده پیروی میکند.اما واقعا نمیدانم که چرا در این میان انسان سعی در عوض کردن ماهیت خود دارد.ما چه فرقی با پرندگان داریم؟یا با حیوانات؟ما هم جزیی از این جهانیم،مانند سایر اجزای دیگر.نفس میکشیم،غذا میخوریم،میخوابیم،تولید مثل میکنیم،نیازهای غریضی داریم و بی نهایت چیزهای دیگر.قطعا خداوند به ما برتری ای داده است و ما را اشرف مخلوقات خوانده است و بر عرش قدرت خود نگاه داشته و ایه ی وسخرنا لکم له ما فی السموات و ما فی الارض را برایمان تلاوت کرده است.اما همه ی این ها دلیلی نیست که فراوانی و گستردگی جهان هستی و همفازی با این گستردگی را از دست بدهیم.

اگر بخواهیم طور دیگری به مسیله نگاه کنیم،متوجه میشویم در جهانی که هستیم که بی کران است.ابتدا و انتهای آن معلوم نیست.روزی و وفور نعمت بی کران وجود دارد.همان پروردگاری که آسمان ها و زمین را اینگونه خلق کرده است به خوبی میداند که به بندگانش روزی بی کران نیز بدهد.اما مسیله ای که در اینجا وجود دارد نوع نگاه ماست.ما مادامیکه در چهارچوب های خود حبس شده ایم و به درک عشق و فراوانی نایل نیامده ایم،در حد وسعت دید خود روزی میگیریم.در حقیقت از آب دریا اندازه ظرف خود مینوشید.ممکن است یک استکان کوچک باشد یا یک دریاچه ی وسیع.اما هنگامیکه ظرف را رها میکنید و در دریا حل میشوید،آن موقع هم شما دریایید و هم دریا شماست.دیگر ظرفی وجود ندارد.میتوانید ظرف های بیکران دیگری را پر کنید و هر میزان که بخواهید بنوشید.

من تشنه ی آندمم که ساقی گوید           یک جام دگر بگیر و من نتوانم

                                                                        حافظ

درک فراوانی و گستردگی به ما اینگونه کمک میکند.قید و بندها را میشکنیم،میبینیم که درجهانی هستیم که بی کران  و گویی خود مرکز این جهان هستیم.محدودیتی وجود ندارد.چهارچوبی وجود ندارد.همه چیز در راستای بی کرانی و لایزالی ذات پروردگار است.همین لحظه است که انسان از خود بیرون می آید و با پروردگار و جهان هستی یکی میشود و به قولی محو دریای خداوند میشود.

سبح لله له ما فی السموات و ما فی الارض

آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در خداوند شناور هستند.

همین مرحله است که کلید گنج هزارساله رو میابید و بی کران ها دست پیدا میکنید.زندگی ای تو امان با عشق و رشادت و ثروت و سر بلندی.سرشار از هدایت و صداقت و بخشندگی.گویی این لحظه است که انسان خلیفه واقعی خداوند در زمین میشود و با دستیابی به دریای بی کران او بر مسند قدرت در جهان هستی می نشیند و نقش هادی و رهبر را برای دیگران ایفا میکند.

از بی کران هرچه بگوییم باز کم گفتیم،اما آنچه که باید به آن برسیم درک این بی کرانی است که جز با لطف و رحمت پروردگار به این قله ی سرشار نخواهیم رسید.به عنوان تلاش و کوششی در این راه میتوانیم هر روز چشمان خود را ببندیم یا در عبادات خود خالصانه خود را رها کنیم تا ببینیم از دریای سرشار خداوند چه صیدی خداوند به ما عطا میکند.خود را رها کنیم و از او بخواهیم که ما را بی کران کند و بی شمار بخشد.

 





حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



  • تعداد بازدید : ۱۰۶۲
    تاريخ : 23 شهريور 1396